تبليغاتX
(( وب نوشت های کمالو ))

 

چکیده پایان نامه کارشناسی ارشد

نگارش: حسن کمالو دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته کارآفرینی دانشگاه تهران

پژوهش حاضر به بررسی و شناسایی فرصت‌های کارآفرینانه درصنعت بلندمرتبه سازی شهر تهران می‌پردازد.­ سوال اساسی پژوهش این موضوع است که چه فرصت‌های كارآفرينانه‌اي درصنعت بلندمرتبه سازی شهر تهران وجود دارد؟ بدین منظور از الگوي چهار مرحله‌اي موريسون به عنوان مدل مفهومي استفاده شده است اين مدل داراي چهار بعد شناسايي، تحليل، پيش بيني و ارزشيابي مي‌باشد. سئوالات فرعی این تحقیق عبارتند از:

1) شناسایی وضعیت موجود و روندهای درحال ظهور درصنعت بلندمرتبه‌سازی شهر تهران و ابعاد محیطی مرتبط (Scanning).

2) تحلیل معنای روندهای اقتصادی وضعیت شناسایی شده و روند های موثر در صنعت بلندمرتبه‌سازی شهر تهران (Monitoring).

3) پیش‌بینی بازار آینده صنعت بلندمرتبه‌سازی شهر تهران (Forecasting).

4) ارزیابی مقدار و زمان شکل‌گیری نیاز و تقاضا و پتانسیل سود آوری صنعت بلندمرتبه‌سازی شهر تهران (Assessing)

تحقیق حاضر از حیث نتیجه، پژوهشی کاربردی محسوب می‌شود و از منظر هدف، تحقیقی توصیفی خواهد بود و از منظر رویکرد آمیخته (کیفی و کمی) است.

با استفاده از روش آزمون میانگین یک جامعه، اقدام به آزمون فرضیات تحقیق مزبور پرداخته شده (آزمونt) و همچنین جهت مشخص نمودن فرصت‌ها و رتبه‌بندی آن‌ها از رویکرد اولویک و آزمون فریدمن به شکل همزمان و مقایسه‌ای استفاده شده است. در نهایت کسب و کارها و فعالیت‌های: «ارائه‌ی آموزش‌های تخصصی برای تربیت نیروهای سطح کارشناسی تکنسین و کارگر»، «ارائه‌ی آموزش‌های تخصصی برای سطوح کارشناسی مدیریت پروژه و ساخت»، «شناسایی و معرفی سیستم‌های مدیریت هوشمد ساختمان BMS به فعالان صنعت»، «ارائه‌ی آموزش‌های تخصصی برای مدیریت بهره‌برداری و ساختمان»، «ارائه‌ی آموزش‌های تخصصی برای تربیت نیروهای مهندسی متخصص»، «توسعه‌ی کسب و کارهای معطوف به تحقیق و توسعه و معرفی تجهیزات، فن‌‌آوری‌های اختصاصی و نوین صنعت بلندمرتبه‌سازی» به‌عنوان فرصت‌های کارآفرینانه در صنعت بلندمرتبه سازی شهر تهران شناسایی شدند.

كليد واژه‌ها: شناسایی فرصت، کارآفرینی، مدل موریسون، صنعت بلندمرتبه‌سازی، شهر تهران، صنعت ساختمان


برچسب‌ها: کارآفرینی, تشخیص فرصت, موریسون
+ نوشته شده توسط حسن کمالو در 90/12/16 و ساعت 9:40 |

 

شاگردی از استاد پرسید: منطق چیست؟

استاد کمی فکر کرد و جواب داد : گوش کنید ، مثالی می زنم ، دو مرد - پیش من می آیند. یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد می کنم حمام کنند.شما فکر می کنید ، کدام یک این کار را انجام دهند ؟

هردو شاگرد یک زبان جواب دادند : خوب مسلما کثیفه !

استاد گفت : نه ، تمیزه . چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدرآن را نمی داند.پس چه کسی حمام می کند ؟

حالا پسرها می گویند : تمیزه !

استاد جواب داد : نه ، کثیفه ، چون او به حمام احتیاج دارد.وباز پرسید :

خوب ، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند ؟

یک بار دیگر شاگردها گفتند : کثیفه !

استاد گفت : اما نه ، البته که هر دو ! تمیزه به حمام عادت دارد وکثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می گیرد ؟

بچه ها با سر درگمی جواب دادند : هر دو !

استاد این بار توضیح می دهد : نه ، هیچ کدام ! چون کثیفه به حمامعادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد!

شاگردان با اعتراض گفتند : بله درسته ، ولی ما چطور می توانیم

تشخیص دهیم ؟هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است

استاد در پاسخ گفت : خوب پس متوجه شدید ، این یعنی: منطق !

خاصیت منطق بسته به این است که چه چیزی رابخواهی ثابت کنی!!

+ نوشته شده توسط حسن کمالو در 90/10/26 و ساعت 8:52 |
متن استعفای علی مطهری فرزند خلف شهیدمرتضی مطهری

بسم الله الرحمن الرحيم

جناب آقاي دكتر علي لاريجاني
رياست محترم مجلس شوراي اسلامي

با اهداء سلام، همان طور كه مستحضر هستيد نامه سؤال از رئيس جمهور با امضاي صد تن از نمايندگان محترم در تاريخ 5/4/90 - پس از يك انتظار طولاني براي فرا رسيدن وقت مناسب از نظر رعايت شرايط كشور- به رئيس وقت جلسه علني مجلس جناب آقاي مهندس باهنر تحويل داده شد و ايشان نيز در بالاي آن اعلام وصول نمودند. اما روز بعد، در جلسه هيئت رئيسه، يكي از اعضا مأمور شد كه امضاها را پس بگيرد و عضو ديگر نيز مأمور شد كه طي مصاحبه‌اي مخالفت هيئت رئيسه مجلس با سؤال از رئيس جمهور را در رسانه‌ها اعلام كند. يعني به جاي آنكه هيئت رئيسه محترم پس از دريافت نامه سؤال، طبق قانون آيين‌نامه داخلي مجلس بلافاصله آن را به جريان اندازد و سؤالات را به كميسيون‌هاي مربوط ارسال كند، درصدد انهدام طرح سؤال برآمد.

 البته پس از نامه محرمانه اينجانب به جناب عالي- كه رونوشت آن به ساير اعضاي هيئت رئيسه تقديم شد- و تهديد به استعفا در صورت ادامه اين روند، اين عمليات ويژه متوقف شد. در آن يورشِ هيئت رئيسه 14 نفر از امضاكنندگان امضاي خود را پس گرفتند و غالبا افرادي بودند كه از ابتدا هم محكم نبودند. البته برخي از همان افراد اكنون مي گويند ما آن زمان را مناسب نمي دانستيم و امروز را مناسب مي دانيم و در واقع امضاي خود را پس نگرفته ايم.

به هر حال، پس از مذاكره با هيئت رئيسه بنا شد اين سؤال در فرصت مناسب به جريان افتد اما مدتي گذشت و خبري نشد. كم‌كم بهانه‌هايي مطرح شد كه مثلا آقاي احمدي‌نژاد اكنون زخم خورده است و ممكن است در صحن علني پروژه‌اي مانند مناظرات انتخاباتي را پياده كند و شايد رهبر انقلاب نيز به خاطر همين ملاحظات مخالف باشند. براي رفع اين نگراني‌ها تعدادي از امضاكنندگان پيشنهاد داديم كه هيئت رئيسه سؤالات را به كميسيون‌ها ارجاع نمايد تا طبق آيين‌نامه، نماينده رئيس جمهور در حضور نماينده سؤال‌كنندگان پاسخ گويد. اگر همچنان 72 نفر از امضاكنندگان قانع نشدند و قرار بر حضور رئيس جمهور محترم در صحن علني شد، آنگاه مي‌توان براي رفع آن نگراني‌ها به درخواست چندتن از امضاكنندگان و تصويب مجلس، رئيس جمهور در جلسه غيرعلني حضور يابد.

اين پيشنهاد را تقديم جناب عالي كردم و شما تلقي به قبول نموديد و قول داديد كه اقدام نماييد. تا اين كه از چند روز پيش زمزمه‌هايي از سوي برخي اعضاي هيئت رئيسه در رسانه‌ها به گوش مي‌رسد كه تعداد امضاها از حد نصاب كمتر است و هرگاه به حد نصاب برسد مطرح مي‌شود. در حالي كه اساسا امضاكنندگان به فكر پس گرفتن امضا نبوده‌اند و اگر امضاي جديدي پس گرفته شده باز با طراحي هيئت رئيسه بوده است كه به جاي اجراي آيين‌نامه درصدد انهدام طرح سؤال برآمده است. همچنين گفتند بسياري از امضاها در زمان خانه نشيني آقاي رئيس جمهور جمع شده و بعد از آن، امضاكنندگان منصرف شده اند، در حالي كه تنها دوازده امضا از صد امضا در آن روزها گرفته شد.

اكنون عرض مي‌كنم كه ما حاضريم حتي يك سؤال از آن ده سؤال به كميسيون مربوط ارجاع شود و اگر منجر به حضور رئيس جمهور در صحن علني گرديد و آن نگراني‌ها وجود داشت باز حاضريم درخواست جلسه غيرعلني بدهيم. آيا بيش از اين مي‌توان كوتاه آمد؟!

در مقابل رئيس جمهوري كه علنا مي‌گويد فلان قانون را اجرا نمي‌كنم، آيا ما حق يك سؤال نداريم؟! آن هم سئوالي كه راي گيري براي قانع شدن يا نشدن مجلس ندارد. آيا امضاي صد نماينده ارزش توجه ندارد؟! تحقق سئوال از رئيس جمهور در هر شرايطي، نشانه استحكام نظام جمهوري اسلامي و وجود دموكراسي واقعي در اين نظام است.

اصلاح امور تنها با استقلال و اقتدار مجلس تحقق مي يابد. مجلس قوي به نفع كل نظام است. اين كه برخي سخن از مخالفت رهبر انقلاب به ميان مي آورند، مخالفت ايشان براي من قطعي نيست و بعيد است كه ايشان براي امضاي صد نماينده ارزشي قائل نباشند. فرضا مخالف باشند، بايد نظر ايشان با توجه به سهل‌گيري فوق‌الذكر ما معلوم شود و البته دخالت دادن رهبر انقلاب در اين گونه مسائل را به صلاح كشور نمي‌دانم. در عين حال براي دفع بهانه اين گونه افراد، اينجانب نامه‌اي را حدود يك ماه پيش براي معظم‌له ارسال داشتم و از ايشان تقاضا كردم كه دست مجلس را در موضوع سئوال از رئيس جمهور باز بگذارند. تا كنون پاسخي نيامده و سكوت ايشان را دليل رضايت و لااقل بي نظري مي‌دانم.

اصولا اگر رهبر انقلاب در چنين موضوعاتي نظر مخالف داشته باشند در نطق عمومي خود اعلام مي نمايند و همه از طريق صداوسيما و ساير رسانه ها با خبر مي شويم. ايشان مسئله اي پنهان از مردم ندارند و اگر نظري در چنين اموري داشته باشند مانند امام خميني(ره) مسئوليت انجام يا عدم انجام امر مورد نظر را به عهده مي گيرند. علاوه بر اين كه اساسا اجراي طرح سؤال از رئيس جمهور موجب تفاهم بيشتر دولت و مجلس خواهد شد و حتي بيشتر به نفع رئيس جمهور است كه فرصتي مي‌يابد تا سوء تفاهمات وكدورتها را برطرف نمايد. قبلا گفته‌ام دو گروه با طرح سؤال از رئيس جمهور مخالفند، يكي دوستان نادان رئيس جمهور و دولت و ديگر دشمنان داناي آنها.

به هرحال با توجه به اين كه هيئت رئيسه محترم بر خلاف قانون آئين نامه داخلي مجلس همچنان درصدد منتفي كردن طرح سؤال است و مجلس قادر به استفاده از اختيارات قانوني خود در انجام كارهاي اساسي نيست، بدين وسيله استعفاي خود را از نمايندگي مردم تهران، شهرري، اسلام‌شهر و شميرانات – كه قادر به استيفاي حقوق آنها نيستم – اعلام مي‌نمايم. مستدعي است اقدام قانوني انجام گردد.

با تقديم احترام
20/7/90
علي مطهري

+ نوشته شده توسط حسن کمالو در 90/07/23 و ساعت 11:27 |

 

صنعت ساختمان کشور  پروژه های منتخب خود را شناخت

 

11 مهر سال 1390و پس از پنج ماه از آغاز به کار دومین جشنواره برترین های صنعت ساختمان،  پروژه های شاخص کشور در 10 رشته ساختمانی به جامعه حرفه­ای ساختمانی کشور معرفی شدند.

طی مراسم ویژه­ای با حضور حدود پانصد تن از مدیران و فعالان ارشد صنعت ساختمان، مراسم اختتامیه دوّمین جشنوارۀ برترین­های صنعت ساختمان در محل هتل المپیک تهران با معرّفی و تقدیر از برترین پروژه­های ساختمانی به کار خود پایان داد.این جشنواره توسط دانشگاه صنعتی شریف و با مشارکت شرکت ابنیه و ساختمان پدیده شاندیز به عنوان حامی ویژه و شرکت کناف ایران برگزار گردید.

شورای علمی جشنواره که متشکّل از اساتید دانشگاه صنعتی شریف و جمعی از خبرگان آکادمیک و اجرایی صنعت ساختمان است بعد از بررسی­های تفصیلی، پروژه­های منتخب صنعت ساختمان در سال 1390 را به شرح ذیل اعلام نمود:

پروژه مهر پردیس شرکت سرمایه­گذاری مسکن پردیس در رشته­ انبوه­سازی؛ پروژه برج­های ساحلی کیش شرکت سرمایه­گذاری و مسکن صنایع کیش در رشته­بلندمرتبه­سازی؛ پروژه صالحی شرکت انبوه­سازی مسکن و ساختمان صالحی در رشته­آپارتمان­سازی؛ پروژه برج تجاری آلتون در رشتهمجتمع­های­ تجاری چند­منظوره؛ پروژه هتل بین­المللی قصر طلایی در رشته­هتل­سازی؛ پروژه ستاره کیش شرکت سرمایه­گذاری مسکن جنوب در رشته­مجتمع­های ویلایی؛ پروژه بام چالوس شرکت سرمایه گذاری مسکن شمال در رشته­مجتمع­های گردشگری؛ پروژه بیمارستان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات در رشته­ساختمان­های اداری و عمومی؛ پروژه بام جمشیدیه گروه توسعه فنی و مهندسی بام در رشته­ساختمان­های مدرن؛ پروژه باغ بهشت شرکت توسعه آینده پارس در رشته­طرح آتی.

دانشگاه صنعتی شریف با درک نیاز به برگزاری جشنواره­ای سالانه در حوزۀ صنعت ساختمان که به معرّفی برترین­ پروژه­های ساختمانی بپردازداقدام به تشکیل دبیرخانه دائمی جشنوارۀ برترین­های صنعت ساختمان در سال 1389  و با هدف ترویج نوآوری، فناوری­های نوین و الگوهای سرآمد مدیریتی در صنعت ساختمان نموده است.

این جشنواره، تنها جشنوارۀ تخصّصی برای معرّفی پروژه­های منتخب صنعت ساختمان است و با برگزاری دو دوره از آن به مرجع شرکت­های معظم ساختمانی برای دریافت تندیس پروژۀ برتر سال تبدیل شده است.

 

 

+ نوشته شده توسط حسن کمالو در 90/07/18 و ساعت 10:48 |
 

سلام بر دوستان كارآفرين

اين مطلب بخش از مقاله انگليسي شرح ذيل است:

The Role of Organizational Learning in the Opportunity

Recognition Process

G.T. Lumpkin

Benyamin Bergmann Lichtenstein

 يك مدل خلاقانه تشخيص فرصت كارآفرينانه

تشخيص فرصت – يكي از ايده‌هاي مركزي كارآفريني- توانايي شناسايي يك ايده خوب و تبديل آن به يك مفهوم كسب و كار است كه ارزش افزوده و درآمد بيافريند. بايگريو و هوفر (1991) يك كارآفرين را به عنوان "شخصي كه فرصتي را تشخيص مي‌دهد و سازماني براي اجراي آن ايجاد مي‌كند" تعريف كرد. شين و ونكاتارامان (2000) بيان كردند كه يافتن، ارزيابي و استخراج فرصتها ويژگي تعريف شده در زمينه كارآفريني است.

اخيرأ يك مدل فرايند تشخيص فرصت پيشنهاد شده كه بر پايه ايده دريافت و ارزيابي بنا شده است (هيلز، شريدر و لومپكين، 1999؛ لومپكين، هيلز و شريدر، 2004). بر پايه يك نظريه روانشناسي كلاسيك خلاقيت (زيسكزنت ميهايلي1996؛ والاس، 1926)، مدل تشخيص فرصت به عنوان يك فرآيند مرحله‌اي به تصوير كشيده مي‌شود كه شامل يك فاز اكتشاف شامل آماده سازي، پرورش و بينش و فاز شكل گيري شامل ارزيابي و به جزئيات پرداختن است(شكل 1 را ببينيد).

يك ويژگي كليدي اين مدل عمومي تشخيص فرصت، ماهيت تكرارپذير آن است. تشخيص فرصت محدود به يك بيان "آها"ي خالي نيست؛ بلكه يك فرايند تكراري است كه از طريق آن نگرش‌ها انديشيده مي‌شوند، اطلاعات جديد جمع آوري مي‌شود و مورد مطالعه قرار مي گيرد، و دانش در طول زمان ايجاد مي‌شود. در اين مسير يك ايده كسب و كار بايد براي يك فرصت كه ارزش افزوده براي شركت ايجاد كند شكل بگيرد (تيمونز، 1994).

مدل بر پايه خلاقيت تشخيص فرصت، به چندين دليل براي تشخيص فرصت كارافرينانه تناسب يافته است. اول اينكه كارآفريني به ويژه در مراحل اوليه آن يك فرايند معلولي است، ماهيت بازگشت پذير خلاقيت، فعاليت‌هاي پس و پيشيني كه كارآفرين غالبأ در تلاش براي به چنگ آوردن يك مفهوم پديدار شونده كسب و كار با آنها درگير است را با هم جفت مي‌كند (گارتنر، برد و ستار، 1992؛ ساراسواتي، 2001). دوم اينكه اين مدل از ساير مدل‌هاي خلاقيت در ادبيات سازماني متمايز است زيرا اصولأ براي توصيف يك فعاليت در سطح انفرادي به كار مي‌رود، در حاليكه ساير رويكردهاي خلاقانه اساسأ استفاده از تكنيك‌هاي خلاقيت در سطح گروهي در زمينه سازمان‌هاي تأسيس شده را مد نظر دارند (آمابيل،1988؛ وودمن، ساوير و گريفين 1993).

بعد از خلاصه‌اي از پنج مرحله تشخيص فرصت، نشان مي‌دهيم چگونه سه حالت يادگيري سازماني – رفتاري، ادراكي و اجرايي- به فازهاي اكتشاف و شكل‌گيري فرايند تشخيص فرصت ارتباط پيدا مي‌كند.

پنج مرحله تشخيص فرصت

چندين محقق تصميم گرفتند فرايند تشخيص فرصت را با ويژگي‌هاي آن توصيف كنند (فيت،2002؛ شين، 2000؛2003). بعضي مدل‌هاي تشخيص فرصت تشخيص فرصت را به عنوان يك فرايند مرحله‌اي به تصوير كشيدند (بهيو،1994) به شكلي كه حاصل اين فرايند به عنوان "تشخيص" تعريف شد (كريستن سن، ماسدن و پترسن، 1989). بيشتر تلاش‌هاي محققين در مدل تشخيص فرصت، آن را  به عنوان محل تلاقي عوامل زيادي از قبيل زمينه كارآفريني و تأثير كسب و كار و محيط عمومي تعريف كردند (گاگليو و تاوب، 1992؛ لنگ و مك مولان،1984). در تلفيق از اين ديدگاه‌ها، هيل و همكارانش (1999) و لومپكين و همكاران (2004) مدلي راپيشنهاد كردند كه طي آن يك چهارچوب "مرحله خلاقيت" (زيسكزنت ميهايلي، 1996؛ والاس 1926) عناصر ضروري براي مدل سازي تشخيص فرصت را ارائه مي‌داد. اين مراحل شامل: 1)آماده سازي؛ 2) پرورش؛ 3) بينش، كه فاز اكتشاف را شكل مي‌دهند؛ 4)ارزيابي؛ و 5) به جزئيات پرداختن كه فاز شكل‌گيري را شكل مي‌دهند. در زيربخش پايين، هر كدام از اين پنج عنصر با رائه اينگه چگونه در فرايند تشخيص فرصت استفاده مي‌شود مورد بحث قرار گرفته‌اند.

آماده سازي: تحقيقات قبلي بر اين باور بودند كه آماده سازي و دانش قبلي براي فرايند تشخيص فرصت ضروري هستند (شين،2000). آماده سازي به تجربه و دانشي رجوع مي‌كند كه پيش از فرايند اكتشاف فرصت مي‌آيد (كائو، 1989). چنان آماده‌سازي اساسأ يك تلاش آگاهانه براي ايجاد تخصص در يك حوزه و ايجاد يك حساسيت براي موارد و مشكلات در يك زمينه سودآور است (زيسكزنت ميهايلي ، 1996).  اما آماده سازي همچنين شامل دانش و تجربه‌اي است كه غير ارادي و بدون قصد اكتشاف فرصت جمع آوري شده است. در يك مجموعه سازماني، ايده هايي كه به راه‌اندازي موفقيت آميز كسب و كار منجر مي‌شود، اغلب از زمينه شركت، خط جاري محصول يا خدمت، يا دانش فني پديدار مي‌شود. با اين حال، افراد مهارت ها و ايده‌هاي جديد را به شركت مي‌آورند كه مي‌تواند به ايجاد كسب و كارهاي جديد منجر شود.

پرورش دادن. پرورش دادن به بخشي از فرايند تشخيص فرصت گفته مي‌شود كه كارآفرينان يا تيم كارآفرين به يك ايده يا يك مشكل ويژه مي‌انديشد. با اين حال اين مرحله به حل مسئله آگاهانه يا تجزيه و تحليل سيستم‌ها ارجاع نمي‌شود. (Csikszentmihaly، ابراز مي‌كند كه در طول پرورش دادن، "ايده‌ها از زير يك آگاهي بيرون مي‌ايند" (1996، صفحه 79). بنابراين پرورش دادن اساسأ يك سبك تكراري و جهت‌نيافته ، از توجه كردن امكانات يا گزينه‌هاي متفاوت است. گاگليو و تاوب (1992) پرورش دادن را به عنوان يك دوره كه "تشخيص، آماده جوش آمدن مي‌شود" توصيف كرده است. اين بخشي از فرايند تشخيص فرصت است كه تركيب جديدي كه شومپيتر (1934)  به آن فكر مي‌كرد، پديدار مي‌شود. (وارد، 2004)

بينش: بينش به لحظه " يافتم، يافتم" يا "آها"ي جوينده يابنده اشاره مي‌كند. در حاليكه پرورش دادن به يك فرايند جاري نظر دارد ، بينش به لحظه تشخيص اشاره مي‌كند. (زيسكزنت ميهايلي ، 1996). در بسياري موارد، اين نقطه‌اي است كه تمام جواب يا راه‌‌حل اساسي به شكل ناگهاني و غيرمنتظره به ذهن خطور مي‌كند. اين همگرايي ناگهاني نتيجه تغيير ادراكي است كه روابط وسيله-هدف موجود را به هم مي‌ريزد (گاگليو و كاتز، 2001). بينش‌ها ممكن است كاتاليزورهاي خنثي سازي براي ايجاد كسب و كار جديد يا دانش پوشش داده نشده‌اي كه فرايند جاري اكتشاف را به پيش اندازد، فراهم كنند. غير محتمل است كه بينش يك "رويداد" منفرد باشد؛ بينش‌ها اغلب به صورت بازگشت پذيري از طريق فرايند تشخيص فرصت روي مي‌دهند (د كودينگ، 1999). بينش‌هاي كارآفريني اساسأ يا تشخيص ناگهاني فرصت كسب و كار، يعني راه حلي براي مشكل كاملأ مطالعه شده و يا به دست آوردن يك ايده از همكاران، دوستان و ساير افراد مرتبط را شامل مي‌شوند.

ارزيابي: ارزيابي شروع فاز دوم فرايند تشخيص فرصت، يعني شكل‌گيري  را نشان مي‌دهد. اين مرحله شامل تحليل اين مي‌شود كه مفاهيم ايجاد شده در فاز اكتشاف قابل اجرا باشند، اينكه آيا تيم/كارآفرين مهارت هاي ضروري براي انجام آن را داشته باشند، و اينكه اين ايده آنقدر جديد باشد كه بشود روي آن كار كرد. در زمينه تشخيص فرصت كارآفرينانه، مرحله ارزيابي شامل مطالعه امكان‌سنجي مي‌شود، به شكلي كه ايده‌ها از طريق شكل هاي مختلف بررسي از قبيل آزمون مقدماتي بازار، تحليل‌هاي امكان‌سنجي مالي و يا بازخوردهايي از شركاي تجاري و ساير افراد در شبكه اجتماعي (بهيو 1994؛ سينگ و همكاران 1999) مورد آزمون قرار گيرند. ارزيابي همچنين شامل يك فرايند داخلي مي‌شود كه در آن كارآفرين بايد چشم‌اندازي براي بينش جديد جستجو كند و بپرسد: آيا مفهوم اين كسب و كار به اندازه كافي ارزشمند است كه آن را اجرا كرد؟ (زيسكزنت ميهايلي، 1996)

به جزئيات پرداختن: در محيط خلاقيت كارآفرينانه، پرداختن به جزئيات يعني: "ارزش آفريني از طريق كار خلاقانه" (كائو، 1989، صفحه 17). بر عكس جنبه‌هاي در جستجوي اطمينان مرحله ارزيابي، اين مرحله شامل جستجوي مشروعيت است: شكل دادن كسب و كار از يك فرصت پايدار با موضوع قرار دادن آن در يك بررسي موشكافانه خارجي و ساختن يك سيستم حمايتي براي آن. اين مرحله از آنجا كه نشان‌دهنده كار نسبتأ خسته كننده انتخاب گزينه‌ها، نهايي كردن انتخاب‌ها و سازماندهي منابع است، اساسأ وقت‌گيرترين بخش فرايند است.( زيسكزنت ميهايلي، 1996). با فرض اينكه ايده كسب و كار بعد از مرحله ارزيابي هنوز پايدار ملاحظه مي‌شود، اين مرحله شامل فعاليت‌هاي برنامه ريزي جزئيات براي كاستن از عدم اطمينان مي‌شود. با اين حال خود فرايند پرداختن به جزئيات جنبه‌هايي از مفهوم كسب و كار را كه نياز به توجه يا تحليل‌هاي دقيقتري دارد و بنابراين بايد بيشتر تحت ارزيابي قرار گيرد، آشكار مي كند (آلدريچ، 1999).

فرايند تشخيص فرصت با اين پنج مرحله به اختصار گفته شده، مي‌تواند به وسيله اجراي اصول و روش‌هاي يادگيري سازماني پيشرفت كند. در باقيمانده مطلب، شرح مي‌دهيم كه چگونه مي‌توان به تشخيص فرصت دست يافت. سپس به اين مي‌پردازيم كه چگونه يادگيري سازماني مي‌تواند فرايند تشخيص فرصت را بهبود بخشد.

 

+ نوشته شده توسط حسن کمالو در 89/08/06 و ساعت 13:24 |
PageRank